۱۳۸۷ اسفند ۵, دوشنبه

ابزوردیسم ( پوچی)


ادبیات پوچی در اصل از بی معنایی زاده می شود. این مفهوم غالباً نمایانگر یک گونه ی خاص ادبی است. از میان مشهورترین رمانهای این گونه ادبی می توان از طاعون و بیگانه کامو یاد کرد.
ادبیات پوچی که بیشتر با همین گونه از تئاتر نمود پیدا کرد، بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. مانند نمایشنامه های زیادی از اوژن یونسکو، ساموئل بکت و فرناندو اَرَبل .
ادبیات پوچی کم کم به سمت متون پیچیده تر پیش رفت.
از دیدگاه کامو انسانها پوچ و بی منطقند و در همه تاریخ یا خودکشی را راه نجات از این احساس برگزیدند ، یا به مستمسکی چون دین متوسل شدند و یا در بهترین شرایط با علم به بی معنا بودن زندگی به آن ادامه داده اند، که این دسته آخر قهرمانان پوچی نامیده می شوند.


۵ نظر:

  1. او مای گاد! یه دختر روشنفکر دیگه!! خوبی تو؟

    پاسخ دادنحذف
  2. با ترجمه ی ابزوردیسم به "پوچی" موافق نیستم. دلیل ساده اش اینه که "ایسم" توی ابزوردیسم به یک گرایش فکری دلالت می کنه که تو این ترجمه نیست. همون ترجمه ی معمول "پوچ گرایی" کارسازتره.

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام
    اینکه آدم انتهای پوچی رو بدونه ولی در عین حال اقدام به نوشتن در این زمینه بکنه خودش یک کار ارزنده محسوب می شه زیرا حس کنجکاوانه ی آدمی همیشه دوست داشته پیش گویی رو به صورت سوپرایز انجام بده با ماهیتی گنگ.بسی جای تعجب است که کتبهایی که نام بردید جزو پر فروش ترین های عالم محسوب می شوند.
    لطفا اگه عناوینی در این مایه ها سراغ دارید ،بی خبرمون نذارید.
    مرسی
    بدرود

    پاسخ دادنحذف
  4. من تقریبا دارم شروع می کنم به "خوندن با هدف".در خارج از ایران تنها زندگی می کنم و معانی ومفاهیم برام سخته.اگه سایتی می شناسید که بتونه بهم کمک کنه بهم معرفی کنید.ممنون می شم...از شما گل ناز جون هم ممنون...

    پاسخ دادنحذف
  5. خوبه که آدم کامو رو خوب بشناسه و بعد نظر بده در مورد همچین آدم بزرگی!
    کامو انسان رو پوچ نمیدونه جهان رو هم همینطور ولی رابطه ی بین اینها رو نوعی از پوچی میدونه که با اطلاع به پوچ بودنش قابل ارزش و حتی زیباست.
    بعد این جهان و جهان دیگر و محاکمه و زندگی بذای به ثمر رسیدن رو پوچ میدونه.
    خوبه آدم با نظر قبلی کتاب نخونه یا نخونده نظر نده!
    مرسی!

    پاسخ دادنحذف